تبليغاتX
کافه شب
هیچوقت شبهای تارومار رافراموش نمیکنم،ارواح ماتی كه وقتي به نيمه ميرسيدندخورشيددردلشان درخشيدن ميگرفت

   کافه شب از نو کرکره را بالا میدهد.اول آرشیو را دوباره راه می‌اندازیم.حالا که نگاه به نوشته های چند سال پیشم میکنم هم به فکر فرو میروم هم خنده ام میگیرد و هم گریه ام.راستی پدرم درآمد تا بازیافتیدمشان.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم دی 1388ساعت 14:38  توسط میم.نون  |